سقای تشنه لب

حضرت ابوالفضل عباس(ع)

تبلیغات تبلیغات

بانگ ساقی

در مشك تشنه، جرعه ي آبي هنوز هست اما به خيمه ها برسد با كدام دست؟ برخاست با تلاوت خون، بانگ يا اخا وقتي «كنار درك تو، كوه از كمر شكست» تيري زدند و ساقي مستان ز دست رفت سنگي زدند و كوزه ي لب تشنگان شكست! شد شعله هاي العطش تشنگان، بلند باران تير آمد و بر چشم ها نشست تا گوش دل شنيد، صداي ( الست ) دوست سر شد (بلي)ي تشنه لبانِ ميِ الست ناگاه بانگ ساقي اول بلند شد پيمانه پر كنيد، هلا عاشقان مست باران مي گرفت و سبو ها كه پر شدند در موج تشنگي، چه صدف ها كه دُر
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها